العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
37
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
متى در شكم ماهى زندانى شد براى اينكه ولايت جدّم على بر او عرضه شد و در آن توقف كرد ؟ فرمود : آرى مادرت بعزايت نشيند گفت : نشانى آن را به من بنما اگر از راستگويانى ، فرمود : دو چشمش را با دستمالى بستند و هم دو چشم مرا ، سپس از ساعتى فرمود چشم ما را گشودند و ناگاه ما در كناره درياى متلاطمى بوديم و ابن عمر گفت : اى آقايم خونم به گردن تو است اللَّه اللَّه در جان من ، فرمود : آرى به تو نمايم آن را اگر از راستگويانم . سپس فرمود : أيا ماهى و او سر از آب برآورد بمانند كوهى بزرگ و ميگفت لبيك ، لبيك يا ولى اللَّه فرمود : تو كيستى ؟ گفت : ماهى يونس اى آقايم ، فرمود بما گزارش بده گفت اى آقايم راستى خدا تعالى مبعوث نكرده پيغمبرى را از آدم تا برسد بجدّ شما محمّد صلى اللَّه عليه و إله جز اينكه ولايت شما خانواده را بر آنها عرضه كرده ، برخى پيغمبران پذيرفتند و رها شدند ، برخى از آن خوددارى كردند و گرفتار شدند آدم گرفتار گناه شد ، نوح گرفتار غرق گشت ، ابراهيم دچار آتش شد ، يوسف دچار چاه ، و ايوب بلا ديد ، و داود خطا كشيد تا خدا يونس را فرستاد و به دو وحى كرد كه اى يونس دوستدار امير المؤمنين على عليه السّلام و امامان رهبر از پشت او باش . گفت - چگونه دوستدار باشم كسى را كه نديدم و نشناختم ، و خشمناك رفت و خدا به من وحى كرد كه يونس را بكام گيرم و استخوانى از او نشكنم ، و در شكم من 40 روز ماند و با من در درياها و درون سه تاريكى ميگرديد و فرياد ميزد « لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » من پذيرفتم ولايت امير المؤمنين على بن ابى طالب و امامان رهبر از فرزندانش را ، و چون بولايت شما گرويد پروردگارم مرا فرمود تا او را بكناره دريا افكندم ، و زين العابدينش فرمود : اى ماهى برگرد بآشيانهات و آب آرام شد . گويم : شرح اين خبر و تاويلش در معجزههاى امام چهارم عليه السّلام و در باب احوال يونس گذشت . 32 - در توحيد مفضل : امام صادق عليه السّلام فرمود : اى مفضّل بينديش در اين